• Font size:
  • Decrease
  • Reset
  • Increase

دروغگویی

دروغگوییآیا تا به حال دروغ گفته اید؟ آیا با خود فکر کرده اید که چرا دروغ می گویید؟

افراد در بیشتر موارد در حالی دروغ می گویند که به خوبی می دانند حرفشان واقعیت ندارد و با پیش فرض قبلی برای دروغ گفتن خود دلیل می تراشند. در چنین شرایطی دروغ گفتن آن قدر راحت می شود که ما حاضریم حقیقت را بپوشانیم، در حالی که از کودکی شنیده ایم که هیچ چیز بهتر از راست گویی نیست.

برای ورود به بحث خوب است از یک خبر جالب شروع کنیم.

محققان آمریکایی طی تحقیقات خود دریافته اند که مردان و زنان در ۲۰ تا ۳۵ درصد روابط اجتماعی خود به دیگران دروغ می گویند.

ریشه ها و عوامل دروغگویی

معمولا در سال های اولیه دوران نوجوانی، پسران تشویق می شوند تا درباره توانایی های خود اغراق و از حقّ خود در برابر دیگران دفاع کنند. با این شیوه یک پسر می تواند برتری خود را به یک گروه ثابت کند. هم چنین در تحقیقی که در نشریه روان شناسی کاربردی چاپ شد محققان دریافتند که طی یک مکالمه ۱۰ دقیقه ای نزدیک به ۶۰ درصد مردم حداقل یک بار دروغ می گویند.

البته نوع دروغ هایی که مردان و زنان می گویند متفاوت است. مردان معمولا از دروغ برای موجه جلوه دادن خود استفاده می کنند، در حالی که زنان برای این که طرف مقابلشان حس بهتری داشته باشد، دروغ می گویند.

در این خصوص دکتر مصطفی اقلیما، رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران ، درباره ابعاد دروغ و تاثیر آن بر ساختارهای جامعه به خراسان چنین می گوید: به طور کلی ما مردمی هستیم که دوست نداریم کسی را از خود برنجانیم، به همین علت و به گمان خودمان آسان ترین راه یعنی دروغ گویی را در پیش می گیریم.

در برخی موارد نیز دروغ می گوییم چون نیاز به اثبات و تایید و ابراز وجود داریم. بسیاری از ما موقعیت شغلی، اجتماعی و خانوادگی خود را در گرو تایید یا نظر دیگران می دانیم و بنابراین تلاش می کنیم به هر وسیله ای آن ها را برای خود نگه داریم. در چنین شرایطی حق را ناحق می کنیم، راست و دروغ را به هم می بافیم و هر مسئله نادرستی را درست جلوه می دهیم. از طرفی وقتی در جامعه ساز و کار نظام مند حاکم نباشد،قواعد و مقررات و ضوابط کامل نباشد و یا به درستی اجرا نشود، افراد به نگفتن حقیقت برای رسیدن به مقاصد خود عادت می کنند و تا زمانی که با افشای دروغ آب از آب تکان نخورد، وجدان جمعی جامعه نسبت به آن بی اعتناست و آن را طبیعی فرض می کند. این موضوع در تمامی آسیب های اجتماعی قابل نشانه گذاری است. به عنوان مثال در پدیده شوم طلاق، دروغ گویی یکی از عوامل پنهان آن است.

در بیشتر موارد جوان برای به دست آوردن جایگاه و موقعیت اقتصادی و اجتماعی بهتر به هر وسیله ای ازجمله دروغ متوسل می شود تا به آن چه می خواهد برسد و به عنوان مثال با فلان خانواده ثروتمند ازدواج کند.پس از ازدواج مهم نیست که چقدر دروغ گفته شده و چطور خانواده ای خام شده یا بدتر از آن زندگی دختری تحت تاثیر دروغ های طرف مقابل تباه شده است.زیرا فرد به هدف خود رسیده است و طرف مقابل یا باید تحمل کند و یا طعم تلخ جدایی و طلاق را بچشد.در کشورهای دیگر شغل پدر که از نظر ما تاثیر مستقیمی روی سرنوشت فرزندان دارد، کمترین اهمیتی ندارد و هرکس می تواند با تکیه بر آن چه هست، ازدواج کند. ما در جامعه به اسم و عناوین اهمیت می دهیم نه به شخصیت ؛ متاسفانه این امر باعث شده است به ظواهر بیشتر اهمیت دهیم.در موارد دیگر نیز به دلیل توجیه کردن، افراد حتی متوجه دروغ گویی خود نمی شوند. به نوشته رویترز، در یک تحقیق که در نشریه لایوساینس به چاپ رسید دانشمندان از گفت وگوی تعدادی از افراد فیلم برداری کردند و سپس فیلم را به خود آن ها نشان دادند. بسیاری از آن ها از تعداد دروغ هایی که طی یک گفت وگوی کوتاه گفته بودند، متعجب شدند.هم چنین بررسی ها نشان می دهد دروغ گویی در محیط کار نیز شایع است. بسیاری از مردم تمایل بیشتری برای دروغ گفتن به همکار خود در مقایسه با غریبه ها دارند. به نظر می رسد ما در محیط کار نیاز بیشتری به اثبات خود داریم و به همین دلیل بیشتر همکاران خود را فریب می دهیم.

همچنین بررسی ها نشان می دهد به افرادی که علاقه داریم بیش از دیگران دروغ می گوییم. در بسیاری از موارد ناراحت کردن افراد صمیمی، دوستان و اعضای خانواده برای ما بسیار سنگین است و به همین دلیل سعی می کنیم با دروغ گفتن از این کار اجتناب کنیم.

از سوی دیگر دکتر اکرم پرند، روان شناس بالینی و عضو هیئت علمی دانشگاه تهران، درباره ریشه های دروغ به خراسان چنین می گوید: عادت به دروغ گویی از دوران کودکی نشات می گیرد. کودکان با یادگیری مشاهده ای و الگو برداری از رفتارهای والدین به صورت عملی، مسائل زیادی یاد می گیرند و طبیعی است که شعارهایی مثل «دروغ گفتن کار بدی است» یا «دروغگو دشمن خداست» بدون التزام عملی به داشتن صداقت در رفتار با کودک نمی تواند کارساز باشد.رفتار مناسب در مقابل کودکان به ویژه از ۳ سالگی به بعد که کودک به صورت مستقیم به الگو برداری می پردازد، بسیار مهم است. کودکی که در خانواده شاهد دروغ گفتن والدین است، طبیعی است که به این رفتار نادرست در بزرگسالی هم ادامه می دهد. از طرفی والدین وظیفه دارند که یک سری مهارت ها را به کودکان یاد دهند تا او در آینده نیازی به دروغ گویی نداشته باشد. از آن جا که شخصیت فرد در دوران کودکی شکل می گیرد، آموزش مهارت هایی نظیر مهارت حل مسئله، خودآگاهی، توانایی کنترل هیجانات، توانایی بیان و کنترل احساسات و درک احساسات دیگران، به کودک کمک می کند تا بتواند مسائل را به طرز صحیحی حل کند. بیشتر کودکان و بزرگسالان زمانی که مهارت حل مسئله نداشته باشند، راحت ترین کار یعنی دروغ گفتن را انتخاب می کنند تا بتوانند مشکل خود را به طور مقطعی حل کنند.دروغ یعنی فرار از حل مسئله به جای رو به رو شدن با آن. به عبارت دیگر نداشتن مهارت برای رویارویی با مشکل و حل آن، علت اصلی دروغ گویی است. کسی که مهارت حل مسئله دارد، سعی می کند مشکل را با کمترین تبعات حتی اگر به ضرر خودش باشد یا مایه ناراحتی اطرافیان شود، حل کند زیرا به تجربه دریافته است که فقط با داشتن صداقت می توان مشکلات را به خوبی حل کرد.

وی ادامه می دهد: اگر بستر آموزشی مناسبی در خانواده فراهم باشد و فرد هم از خانواده خود الگو برداری صحیحی کند، بی گمان می تواند در جامعه و در اجتماع همسالان، همکاران و دیگران صداقت خود را حفظ کند و تحت تاثیر متغیرهای اجتماعی قرار نگیرد، حتی اگر ببیند با دروغ گویی کارها بهتر و آسان تر انجام می شود.دروغ گویی صفتی است که به همراه خود بی اعتمادی می آورد و طردشدگی، خشم های مهارنشده، انزوا، پرخاشگری، کینه و خشونت ناشی از آن سلامت روانی فرد را به خطر می اندازد. این موارد باعث می شود احساس خود ارزشمندی فرد تحت تاثیر قرار بگیرد.این روان شناس بالینی درباره این که گاه دروغ گفتن بهترین راه برای حفظ حریم خصوصی تلقی می شود، این چنین توضیح می دهد: می توان مهارت هایی را آموزش داد که فرد در هیچ شرایطی تن به دروغ گویی ندهد. در واقع فرد باید بتواند هر جا لازم است «نه» بگوید و درخواست دیگران را به صورت محترمانه رد کند یا این که سکوت کند، این کار نوعی مهارت است که اغلب افراد فاقد آن هستند و می گویند در موقعیتی مجبور به دروغ گویی شدیم در حالی که باید مهارت نه گفتن را داشت و با برخورد صحیح و در موقعیت مناسب از دروغ گفتن اجتناب کرد.بنابراین تاکید ما در مواجهه با دروغ گویی آموزش است. آموزش از دوران پیش از دبستان به پیشگیری از بروز بسیاری از چنین رفتارهایی کمک می کند و بسیار کارساز است.

دروغ؛ آفت اعتماد عمومی

وقتی ارزشهای انسانی و بشری، از جمله اخلاق، صداقت و راستگویی نادیده گرفته شد، و اعتماد عمومی و اعتماد در میان تک‌تک افراد جامعه از میان رفت و شهروندان بقاء خود را در دروغگویی دیدند، سرمایه اجتماعی از بین می‌رود .واژه و فرهنگ اعتماد عمومی و وجود آن در هر جامعه‌ای به عنوان یک هنجار و سرمایه انسانی، بی‌شک یکی از اصلی‌ترین و اساسی‌ترین فاکتورها در زیست جمعی و تضمین کننده قوام زندگی سالم، اخلاقی و بدون دغدغه بشر در عرصه‌های مختلف روابط اجتماعی، خانوادگی، اقتصادی، فرهنگی و حتی سیاسی و استمرار آن است.واقعیت‌های زندگی بشر و تجربه‌های عملی و تاریخی نشان می‌دهد، هرگاه در جامعه‌ای رفتارهای اخلاقی و روابط اجتماعی و خانوادگی صادقانه، بی‌ریا و به دور از تزویر و نیرنگ و دروغ، به عنوان یک قرارداد اجتماعی و به صورت یک قانون نانوشته و اصل پذیرفته شده، ساری و جاری بوده، آحاد مردم آن جامعه در نهایت امنیت، صلح، آسایش و خوشبختی به حیات خود ادامه داده‌اند.درجه بالای اعتماد مردم به یکدیگر و به حاکمان و متقابلا حاکمان به مردم، در اینگونه جوامع و ترجیح صداقت به دروغ، شهروندان را در یک فضای اطمینان بخش روحی و روانی قرار داده و سطح مشارکت و زندگی در فضایی اجتماع محور و نه شخص محور و همچنین ترجیح منافع عمومی به منافع شخصی را به طرز چشمگیری بالا برده و بخش اعظم پیشرفتهای حاصله در این جوامع نیز ناشی از همین شرایط حاکم است. در اینجا مقصود نادیده گرفتن منافع جامعه و به کناری نهادن آن و ترجیح منافع شخصی و در اولویت قرار دادن آن است و موضوع حقوق شهروندی و انسانی و ضرورت تلاش برای استیفای آن، بحث دیگری است.حال در جوامعی که بی‌اعتمادی، بی‌صداقتی، اولویت نفع شخصی بر منافع جمعی، و خروج از جاده اخلاق و انصاف، حرف اول را بزند و در عین حال، دروغ و تزویر نه تنها قبیح شمرده نشده و به عنوان یک امر مذموم و ناپسند، ناهنجاری تلقی نشود، تردیدی نباید داشت که بنیان‌های آن جامعه، از خانواده به عنوان یک جمع اجتماعی کوچک تا اجتماعات بزرگ در لایه‌های مختلف جامعه، دچار اختلال اساسی و ویران‌کننده خواهد شد و تا مادامی که دروغ، در میان جامعه و روابط روزمره و طبیعی افراد، امری ناپسند و جزء خطوط قرمز اخلاقی تلقی نشود، امیدواری به بهبود شرایط و وضعیت زندگی اجتماعی، سیاسی و اقتصادی این جوامع، انتظاری بیهوده و تحقق‌ناپذیر است و آن جامعه هرچه بیشتر به سمت پس‌رفت و عقب‌ماندگی در همه حوزه‌های زندگی بشر، حرکت خواهد کرد.شکاف در روابط عاطفی خانواده‌ها و رشد افسردگی و ناامیدی نیز از این قاعده مستثنی نیست و نتیجه طبیعی شکستن قبح دروغ و پنهان‌کاری، رشد فزاینده بی‌اعتمادی و بی‌اخلاقی در خانواده‌ها همانند جامعه است و ترمیم آن، امری بس دشوار و در مواردی امکان‌ناپذیر است. در واقع وقتی در خانواده‌ای به عنوان یک نمونه اجتماعی کوچک، بی‌اعتمادی، بی‌اخلاقی و دروغ، جایگزین صداقت و راستی شد، دیگر نباید انتظار بروز و ظهور رفتارهای عاطفی و صادقانه داشت.در چنین شرایطی، وقتی ارزشهای انسانی و بشری، از جمله اخلاق، صداقت و راستگویی نادیده گرفته شد، و اعتماد عمومی و اعتماد در میان تک‌تک افراد جامعه از میان رفت و شهروندان بقاء خود را در دروغگویی دیدند، سرمایه اجتماعی از بین می‌رود و شکی در این نیست که جامعه فاقد سرمایه اجتماعی (اعتماد)، ظرفیت لازم پیشرفت و رشد را از دست می‌دهد و ریسک سرمایه‌گذاری در آن، اعم از سرمایه‌گذاری مادی و معنوی افزایش می‌یابد و در نتیجه جامعه مذکور رفته رفته با بحران مواجه شده و بی‌اعتمادی شکننده حاکم می شود.پس نباید تردید کرد که اخلاقی بودن، راستگویی، درستکاری، صداقت، وفای به عهد، انصاف و عدالت‌خواهی، ارزش‌های اعتمادآفرین هستند و تقویت و ترویج آن در سطح جامعه و گسترش و بسط این فرهنگ ضروری و انکارناپذیر در زندگی بشر، بنایی محکم برای اخلاقی شدن و اخلاقی ماندن جامعه و پیشرفت و توسعه خواهد بود.به همین دلیل است که تحقیقات و پژوهش‌های متعدد اجتماعی و جامعه‌شناسی نشان می‌دهد که جوامع پیشرفته و توسعه‌یافته از سطوح بالاتر سرمایه اجتماعی از قبیل اعتماد، مشارکت، همبستگی، ثبات و ارزش‌هایی از این دست برخوردارند.حال که ما مسلمانیم و در تعالیم و آموزه‌های دینی همواره بر قبح دروغ تاکید شده و این فعل قبیح در ذیل گناهان کبیره قرار گرفته است، و پیامبر رحمت نیز هدف خود از بعثت را چیزی جز تکمیل مکارم اخلاق ندانسته و همچنین فرموده است که «دروغگو، دروغ نمی‌گوید مگر به سبب حقارتی که در نفس خود دارد».

امام علی (ع) فرمود: «هیچ عمل قبیحی به قبح دروغگویی نیست»، آیا نباید راست‌گویی، این سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی که از ارکان رکین آن سرمایه است را پاس بداریم و مانع از به حاشیه رفتن آن شویم؟ایجاد سلامت اجتماعی و امنیت روانی برای افراد و جامعه و برخورداری از جامعه‌ای پیشرفته، با فضیلت و اخلاقی، تنها در گرو ترویج فضائل اخلاقی و اجتماعی و نفی و حذف رذایل است، و البته با لحاظ این مهم که صداقت و راستگویی و قبیح خواندن دروغ، یک مساله اخلاقی صرف نیست، بلکه فاکتور مهمی در فهم و درک و نقد امور در کلیه حوزه‌های اجتماعی است.

بهرام گل‌زاده

منبع:

آفتاب

خبر آنلاین

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه سازی

ارتباط با وب سایت

983000101180+

phone 982532922670+

Rss خبرخوان

E-mail این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

E-mail ایران، قم، خیابان شهید صدوقی، کوچه 43، پلاک 18